سلام انگار متاسفانه گامهام داره هر بار بلند تر میشه .به امید روزی که هر روز وقت داشته باشم بنویسم.
آخر هفته قبل شمال بودم .عقد برادر همسر.
پنج شنبه ناهار باقلی پلو و گوشت گردن خوردم نتونستم نه بگم.عذاب وجدان داشتم و تا شب چیزی نخوردم جز کمی میوه.
تمام این روزها سعی کردم در خوردن زیاده روی نکنم.
از ورزش و پیاده روی خبری نبود و نیست.اصلا وقت ندارم.
توی محل کارم از ٧.٣٠ تا ١ یکسره کار میکنم و از پشت میز تکون نمیخورم.
ورزش صبح گاهی هم فعلا کنسل شده .
پنج شنبه میرم مشهد.
اولین بار بعد از تولد پسرکمه.
هفته بعد هم غیبت دارم.
دیشب رفتم روی ترازو وزنم حدود ۶۴.۵٠٠ .میگم حدود چون ترازوام دیجیتالی نیست.
این یعنی اینکه کولاک کردم.
همه متوجه شدن که خیلی وزن کم کردم .
چهارشنبه و پنج شنبه مصلحتی استعلاجی بودم و نرفتم سر کار.
جمعه عقد خواهرم بود و من از شام خوشمزه فارسی فقط در حد کالری مجازم خوردم.البته به نظر خودم کمی در خوردن شیرینی زیاده روی کردم.
هنوز جدول نکشیدم ولی از فردا خیلی مستمر هستم.
با کمال خوشحالی اعلام میکنم که ورزش رو شروع کردم.
سه روزه که صبحها میرم پارک،روز جمعه با مادر شوهر رفتیم پارک نزدیک خونه.روزهای هفته رو اول میرم سرکار ساعت میزنم و بعد میرم پارک نزدیکه محل کارم و پیاده روی میکنم و دستگاه میزنم و دوباره میرم سرکار.احساس خوبی دارم از این ورزش صبح گاهی فقط کمی خوابم میگیره.
جمعه عقد خواهرمه و مامان وبابام مسافرتن و فردا برمیگردن،تمام دو هفته گذشته در تدارک برنامه های خواهرم بودم.علت اینکه هر روز نیستم و کمتر مینویسم همینه.
هنوز لباس نخریدم و منتظرم تا آخرین روزها که ببینم چقدر کم میشم.
صبحانه ٣٠ گرم نان و ١٠ گرم پنیر و خیار و گوجه فرنگی میخورم.یا دو تا بیسکوئیت دایجستیو و چای تلخ.
میان وعده میوه میخورم.
ناهار برنج رو حذف کردم.
میان وعده عصر باز هم میوه میخورم.
کاهو و هویج و سبزیجات مجاز رو میخورم.
هر روز بیش از ٨ لیوان آب میخورم و ٣ لیوان چای سبز.
دارم روی وبلاگ گروهی کار میکنم به زودی میام.
-چند روزه که شامم رو قطع کردم.کمی سالاد و میوه میخورم گاهی ماست و شیر.
-با صبحانه ام خیار و گوجه میخورم تا حجم شکمم پر بشه.
-میان وعده فقط میوه در حد ١٠٠ کالری مصرف میکنم.
-روزی ٨ لیوان آب میخورم و حداقل دو لیوان چای سبز.
-دیشب انواع سبزیجات رو بخار پز کردم و با آب لیمو خوردم.
-ناهارمو یک سوم همیشه میخورم.
-هنوز جدول درست نکردم و در اولین فرصت با جدول روزانه برنامه کالری هامو یادداشت میکنم.
-وقت ورزش کردن ندارم ولی تصمیم گرفتم صبح ها زودتر بیدار شم بیام سرکار ساعت بزنم و ٧ تا ٨ صبح برم یه پارک نزدیک محل کارم ورزش کنم.
-چند شبه توی خواب لرز میکنم و عرق میشینه به تنم و خیلی اذیت میشم .به نظرتون ممکنه مربوط به این باشه که شام نمیخورم؟
چند روزی میشه که تصمیمم راجع به گرفتن رژیم جدی تر شده.
از تولد پسرم ده ماه و یازده روز میگذره.قبل از بارداری وزنم ۶٣ بود و در دوران بارداری به دلیل مشکل فشارخون و کمبود مایع دور جنین و استراحت مطلق و ورم بیش از حد و...وزنم به ٨٠ رسید. بعد از زایمان ٧٣ شدم و تا دوماه پیش که شیر میدادم وزنم روی ٧٣ ثابت بود.
توی این دو ماه به دلیل مصرف داروی اعصاب و کمی رژیم تونستم ٧ کیلو کم کنم و امروز که ٣٠ تیر ماه ٨٨ و روز شروع این وبلاگه وزنم ۶۶ است.
سال ٨٣ رژیم دکتر کرمانی رو داشتم و حسابی وزنم پایین اومده بود.الان تصمیم دارم که خودم با محاسبه کالری روزانه و مصرف غذاهای سالم وزنم رو پایین بیارم.
از راهنمایی هاو تجربه های مفیدتون استقبال میکنم .
ممنون میشم به من هم کمک کنید تا وزنم رو کم کنم و در نگه داشتنش پایدار بمونم.
یه خانم خیلی مهربون به نام صبا وقتی فهمید من تصمیم دارم رژیم رو شروع کنم پیشنهاد داد یه وبلاگ بزنم و به جمع گروه پایداری بپیوندم.
خوشحالم که با تمام اعضای گروه آشنا شدم و امیدوارم بتونم در رسیدن به هدفم پایدار باشم.